لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون
به جز جمعه و ایام تعطیل

آخرین مقالات

وبلاگ

خشونت زنان علیه مردان

خشونت زنان علیه مردان را می توان یک پدیده نوظهور دانست که در گذشته به شکل خاص مورد توجه نبوده است. شاید بتوان گفت مطرح کردن این امر به دلیل ریشه های مردسالارانه ای که در جامعه وجود دارد با تعارضاتی همراه است و یا شاید به این دلیل که مردان تصور میکنند این نوع تجربیات ممکن است در جامعه خوشایند نباشد و یا باعث سرافکندگی آنها بشود، از بیان آن خودداری می­کنند.که این تعارضات نیز خود سبب شده اند این نوع از خشونت ها بطور روزافزون در جامعه بصورت مسکوت باقی بمانند و قربانیان در نهایت اقدامی برای حل آن نکنند. در واقع مرد هم عامل خشونت است و هم قربانی خشونت. به این معنا که گاهی در یک فرایند نابسامان زندگی زناشویی، شاید خشونت علیه زنان ابزاری برای کنترل باشد اما عکس آن هم صادق است و زن هم گاهی وقتی نیازهایش تامین نمی‌شود، دست به خشونت می‌زند.

بطور کلی خشونت هایی که علیه مردان اتفاق می افتد در ابعاد روانی، ‌ اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی جای می گیرد. خشونت روانی، رفتار خشونت آمیزی است که شرافت، اعتماد به نفس و آبروی فرد را خدشه دار می کند. به عبارت دیگر هر گونه رفتاری که به کرامت و سلامت روانی آسیب برساند یا باعث آسیب عاطفی یا کاهش عزت نفس شود در دسته خشونت روانی قرار می گیرد. از مصادیق این امر می توان به تحقیر، فحاشی ها، تهدید مداوم به طلاق، سو ظن و مواردی از  این دست اشاره کرد.

بعد اجتماعی خشونت، به هر نوع استفاده زن از قدرت خود برای کنترل مرد و سو استفاده از او اطلاق می شود. از مصادیق این امر می­توان به محدود کردن مرد در برقراری ارتباط با دوستان، آشنایان، اعضای خانواده و… اشاره کرد.

خشونت اقتصادی به هر نوع سو رفتار یا آزار از سوی زن در راستای عدم دستیابی مرد به منافع اقتصادی گفته می شود که از مصادیق این امر نیز می توان به مواردی نظیر دخالت و پرس و جو در خرج کردن درآمد، منع کردن از دسترسی به درآمد و پس انداز خانواده، انتظارات و خواسته های فراتر از درآمد همسر، مالکیت دارایی و… اشاره کرد.

خشونت فیزیکی نیز شامل انواع بدرفتاری علیه شوهر است که به شیوه های گوناگون انجام می شود و جسم مرد را آزار می دهد. از مصادیق این امر کتک زدن، پرتاب کردن اشیا و سیلی زدن، تهدید با چاقو و اشیا خطرناک می باشد.

از میان ابعاد مختلف خشونت، خشونت روانی و کلامی مخرب ترین نوع است؛ ز یرا بنا به عقیده روانشناسان روان مرد را بهم ریخته و او را مستعد ارتکاب بسیاری از جرایم می کند.

تغییرات هورمونی، محرک رفتارهای خشونت آمیز

یکی از مواردی که همواره زمینه های بروز خشونت از سوی زنان علیه مردان را به همراه می آورد اختلالات هورمونی است. معمولا عارضه دوران بلوغ زنان و مردان از یکدیگر متفاوت است. هنگامی که زنان در دوارن قاعدگی و یا نزدیک به آن هستند ناخود اگاه به دلیل تغییرات هورمونی در مقابل هر نوع رفتار دیگران از خود واکنش نشان می دهند. مخصوصا هنگامی که زنان در این دوران با بی مهری همسر و یا عدم توجه وی رو به رو می شوند، واکنش ها در هر شکل از نوع خشونت نمایان می شود.

 

جامعه پذیری نادرست

از دیگر عللی که می تواند زمینه های خشونت علیه مردان را به بار آورد عوامل خانوادگی و نوع جامعه پذیر کردن کودکان است. با توجه به اینکه خانواده مهمترین و اساسی ترین بنیان جامعه را تشکیل می دهد، همواره نقش بسیار مهمی در جامعه پذیری کودکان و القای نقش های جنسیتی و تربیتی آنها دارد. از این رو توجه به تربیت کودکان به عنوان دختر و یا پسر در نحوه شکل گیری رفتارهای آنها در آینده تاثیر دارد. در برخی از خانواده ها به دلیل سنن و فرهنگ خاص آنها، همواره پسران مورد توجه قرار گرفته و از این رو داشتن نگاه های کلیشه ای و جزئی به زنان خود زمینه های بروز خشم و کینه توزی را بصورت بالقوه در میان دختران به همراه می آورد. از سویی پرورش دختران به سبک و سیاق پسران، پوشاندن لباس های پسرانه به دختران و تعریف و تشویق آنها به انجام حرکات مردانه، خود در برور رفتارهای خشونت آمیز بی تاثیر نیست.

همچنین روانشناسان معتقدند پرخاشگری رفتاری است که اغلب کودکان آن را از نزدیکان خود فرا می گیرند. لذا مشاهده مشاجرات والدین و خشونت های والدین علیه یکدیگر خود نیز در بروز اینگونه از رفتار  ها تاثیر گذار است.

علل روانی خشونت

ناکامی در رسیدن به آرزوها، مصرف مداوم مواد مخدر و تاثیر مستقیم آن بر مغز که خود یک عامل تحریک کننده است، بی توجهی مردان و یا نداشتن ثبات در زندگ خانوادگی و وجود برخی از اختلالات روانی و شخصیتی  از جمله عواملی هستند که زنان را تحت فشار قرار داده و زمینه های اعمال خشونت علیه مردان را به همراه می آورد.

مشکلات اقتصادی و حقوقی

موارد حقوقی از قبیل حق حضانت فرزند با پدر، عدم دارا بودن بسیاری از زنان از حق طلاق و ندادن مهریه زن از سوی مرد عواملی هستند که سبب می شوند همواره مردان از سوی همسران و شرکای زندگی خود مدام تهدید به محرومیت از حقوق خود شوند که یکی از این محرومیت ها در رابطه با فرزندان و دیدار آنها است.

از سوی دیگر بسیاری از زنان بد سرپرست و بی سرپرست و زنان مطلقه با مشکلات اقتصادی و معیشتی بسیار رو به رو هستند که این عوامل نیز مزید بر علت شده و زمینه های بروز خشونت آنها علیه مردان را به همراه می آورد.