بهوشیاری در ورزش

خانه/مقالات/بهوشیاری در ورزش

بهوشیاری در ورزش

ورزشکاران برتر با چالش­های مختلفی در زندگی حرفه­ای خود، چه داخل زمین ورزشی و چه خارج از آن مواجهند. روانشناسان ورزشی مهارتهایی را برای کمک به ورزشکاران در مواجهه با این چالش­ها آموزش می‌دهند. اخیرا علاقه به مداخلات بر پایه بهوشیاری در روانشناسی ورزشی افزایش یافته است. برای این کار ابتدا باید بین تمرین بهوشیاری و خوی بهوشیارانه تمایز قائل شویم. تمرین بهوشیاری به معنای راهبردهایی است که از طریق آن بهوشیاری پرورش داده می­شود،  در حالی که خوی بهوشیارانه تمایل به بهوشیار بودن در زندگی روزمره را توصیف می­کند.

ما دریافته‌­ایم که ورزشکاران با درجات بالاتر تمرینات بهوشیاری و خوی بهوشیارانه، سطح مهارت­های روانشناختی چندگانه­‌شان از طریق مکانیزم­های تاثیر متفاوت افزایش می­یابد. بر پایه ملاحظات نظری، ما توجه آشکار، پذیرش تجربی، تصریح ارزش­ها، خودتنظیمی و تنظیم هیجانات منفی، وضوح یافتن زندگی درونی، مواجهه، انعطاف‌پذیری، نشخوار نکردن را به عنوان مکانیزم­های تاثیر احتمالی پیشنهاد می­کنیم. آگاهی بالاتر نسبت به مفهوم بهوشیاری و اثراتش بر مهارت­های روانشناختی، اثربخشی مداخلات بر پایه بهوشیاری در ورزشکاران را افزایش خواهد داد. استفاده از بهوشیاری به سرعت در حال افزایش است و تاثیرات سودمند آن تحت شرایط متفاوت به اثبات رسیده است (هافمن و همکاران، ۲۰۱۰).

 

از آنجا که ورزشکاران معمولا از نظر جسمی و روانشناختی سالمند، منافع احتمالی مداخلات بر پایه بهوشیاری نیاز به توجیه دارند. بنابراین به عنوان اولین گام برای اثبات اثربخشی مداخلات برپایه بهوشیاری برای ورزشکاران، فهم روانشناسی عملکرد بالا مهم است. عملکرد بالا می­‌تواند از طریق بازدارنده­‌های روانی غیر آسیب شناختی، تحلیل برود در حالی که می­تواند از طریق شرایط جسمی روانشناختی بهینه ارتقا یابد. بازدارنده­های عملکردی شامل شخصیت کمال­گرا (هیل و همکاران، ۲۰۱۰) یا آسیب (گاردنر و مور، ۲۰۰۷)، اضطراب رقابت (هاردی و همکاران)، ترس از شکست (الب و همکاران، ۲۰۰۳)، میزان فشار ادراک شده (بیلوک و گری، ۲۰۰۷) و رفتار اجتنابی (جوردت و هارتمن، ۲۰۰۸) می­‌شود. این بازدارنده­ها، عمدتا عملکرد ورزشکار را در مسابقات و رقابت­ها تحت تاثیر قرار می­دهد. البته عوامل دیگری نیز می­توانند عملکرد را به شکلی منفی تحت تاثیر قرار دهند. این عامل شامل عوامل شخصی مانند راهبرد مقابله­ای اجتنابی (هنسون و همکاران، ۱۹۹۲) یا اسناد شکست درونی (بیدل و همکاران، ۲۰۰۱)، هم­چنین عوامل محیطی مانند تمرین بیش از حد (میوسن و همکاران، ۲۰۰۶؛ جونز و تنباوم، ۲۰۰۹)، مسائل بین فردی یا مشکلات تعادل زندگی (هاردی و همکاران، ۱۹۹۶) می­‌شود.

در مقابل، هاردی و همکاران پیشنهاد می­کنند که عملکرد بالا توسط شرایط جسمی ـ روانشناختی که تحت عنوان فرایندهای خودکار متمرکز بر هدف شناخته شده، تسهیل می­شود. در حین فعالیت، ورزشکاران در حالت ایده­آل رفتارشان را به طور خودکار با تقاضاهای خاص موقعیتی سازگار می­سازند (گاردنر و مور، ۲۰۰۷). این فرایند خودکار (کارور و شیر، ۱۹۹۸) شامل نظارت بر خود، ارزیابی خود و رفتار سازگارانه، برای تنظیم موثر رفتار حیاتی است. در نتیجه شناسایی تقاضاهای خاص ورزش­های متفاوت حیاتی است، برای تصمیم­گیری در این زمینه که کدام یک از فرایندها یا مهارت­های روان­شناختی، فرایندهای خودکار هد‌‌‌ف­محور مرتبط با عملکرد را تسهیل می­کنند.

جنبه­‌ها و مولفه­‌های تمرین بهوشیاری و خوی بهوشیارانه­

برای اینکه ورزشکاران نخبه از استفاده از بهوشیاری سود برند، ارزیابی دقیق جنبه‌­ها و مولفه­‌های بهوشیاری و مکانیزم­‌های ممکن آن مهم است.

تعریفی که معمولا از بهوشیاری ارائه شده، آگاهی بدون قضاوت و هدف­ است (کبت­زین، ۱۹۹۰).

برای فهم بهتر فرایند و اصول زمینه­ساز بهوشیاری، چندین محقق به دنبال روشن ساختن مفهوم از طریق مشخص کردن جنبه­‌های آن بوده­‌اند. بیشاپ و همکاران، (۲۰۰۴) به دو جنبه بهوشیاری اشاره کرده­اند: توجه خودنظم­‌بخش و نگرش باز و گشوده به تجربه. به عبارتی اینها جنبه­‌های درهم‌­آمیخته فرایند چرخه­ای مجردی هستند و به طور خودکار رخ می­دهند. بهوشیاری این فرایند لحظه به لحظه است. مولفه­های بهوشیاری سلامت روانشناختی و کاهش نشانگان اضطراب، افسردگی و استرس را پیش­بینی می­کنند. ­برای متمایز ساختن مولفه­‌های بهوشیاری و تنظیم هیجانی، کافی و همکاران، مدل تحلیل اکتشافی و تاییدی را برای فهم بهتر ساختار عاملی بهوشیاری و تنظیم هیجانی و مکانیزم­های اثر احتمالی آن در عملکرد روانی ایجاد کردند. محققان نتیجه گرفته­اند که بهوشیاری شامل دو مولفه است: توجه متمرکز بر زمان حال و پذیرش تجربه.

تمرین رسمی بهوشیاری با توجه برهنه، با هدف خودنظم­بخشی، و نگرشی پذیرنده و بدون قضاوت امکان افزایش خوی بهوشیارانه را فراهم می­کند که توجه و نگرش باز و بدون قضاوت را به زندگی هر روزه ما می­آورد.  توجه برهنه و نگرش غیرقضاوتی تاثیر مستندی را بر عملکرد روانشناختی در مطالعات تجربی دارد (کافی و همکاران، ۲۰۱۰، کارمودی و همکاران، ۲۰۰۹). در نتیجه تمرین بهوشیاری ما شامل دو مولفه در هم تنیده است: ۱) قصد به عمل کردن که می­تواند شامل خودتنظیمی، اکتشاف خود، آزادسازی خود، بینش و خرد باشد (دورجی، ۲۰۱۰)، ۲) توجه برهنه به محرک درونی یا خارجی با امکان حفظ، تغییر و بازداری توجه.

تمرین بهوشیاری بایستی متناسب با نیازهای ورزشکاران باشد. بهوشیاری اغلب به عنوان جنبه کلیدی اصطلاحا موج سوم رفتار درمانی توصیف می­شُود (هایز، ۲۰۰۴). این مداخلات بر تغییر عملکرد تاکید دارند، و نه بر شکل رفتار، هیجان، شناخت، حس­های بدنی و محرک خارجی.آنها به قصد تغییر ارتباط با افکار و هیجانات انجام می­شوند نه برای تغییر محتوای افکار و هیجانات. مهم است که این تمایز را به یاد داشته باشید زیرا تاثیر حیاتی را بر مکانیزم­های اثر احتمالی دارد. علاوه بر این، برای تخمین اثربخشی مداخلات بهوشیارانه به همراه مکانیزم­های اثرشان، در نظر گرفتن تکنیک­های مورد استفاده برای پرورش خوی بهوشیارانه ضروری است.  شواهدی وجود دارد که تمرین رسمی بهوشیاری به خوی بهوشیارانه بیشتری منجر می­گردد (کارمودی و همکاران، ۲۰۰۹). میزان خوی بهوشیارانه هم­چنین توسط تمرینات غیررسمی (انجام بهوشیارانه فعالیت­های روزمره، کبت-زین)، روان­درمانی (مارتین، ۱۹۹۷) و هم­چنین تفاوت­های ژنتیکی و فطری نیز تحت تاثیر قرار می­گیرد. علاوه بر این، دانش و اطلاعات پیرامون بهوشیاری (از طریق تحصیل در روانشناسی) می­تواند میزان خوی بهوشیارانه را تحت تاثیر قرار دهد.

در حالی که این نکته ناواضح است که کدام یک از این عوامل و چه ترکیبی از آنها بر تغییر عملکرد روان­شناختی و در نتیجه تغییر در عملکرد بیرونی ورزشکاران موثر است. شواهدی وجود دارد که افزایش خوی بهوشیارانه  در بهبود عملکرد روانشناختی نقش دارد (بائر، ۲۰۰۹) و جنبه­های متفاوت خوی بهوشیارانه اثرات متفاوتی را بر عملکرد روانشناختی دارد (کش و ویتینگهام، ۲۰۱۰، بائر و همکاران، ۲۰۸). فرض شده که ارتقای توجه شناسایی فرایندهای مرتبط درونی را تسهیل می­کند (کارمودی، ۲۰۰۹). این شناسایی به رشد دوباره ادراک کمک می­کند (شاپیرو و همکاران، ۲۰۰۶). ادراک مجدد ارتباط نزدیکی با مفاهیم تمرکززدایی (سافران و سگال، ۱۹۹۰)، گسستن ارتباط (بوهارت، ۱۹۸۳) و آگاهی فراشناختی دارد. این لغات تغییر در ادراک را توصیف می­کنند. این فهم با این بینش همراه است که مولفه­های افکار، هیجانات و حس­های بدنی با هم مرتبط­اند که در ادراک تغییر ایجاد می­کند و به پیامدهای روان­شناختی متفاوتی می­انجامد.

توجه برهنه در تمرین بهوشیاری: تمرین بهوشیاری (بعد توجه برهنه) مهارت­های شناختی- ادراکی و توجهی را مستقیما بهبود و ارتقا می­بخشد (چمبرز و همکاران، ۲۰۰۸؛ چیسا و همکاران، ۲۰۱۱). بنابراین، ورزشکاران احتمالا کمتر حواس­پرتند، در کنترل توجهشان و متمرکز ساختن آن بر جنبه­های هدف­محور توانایی بهتری دارند، و سوگیری عمل­شان را ارتقا می­بخشند. زمانی که توجه با محتوای نامربوط درگیر نمی­شود، برای موقعیتهای دیگر آزاد می­شود، که ممکن است به حل یک مشکل و برونداد بهتری بیانجامد (کارمودی، ۲۰۰۹).

جنبه نگرشی تمرین بهوشیاری (پذیرش، عدم قضاوت، گشودگی، توجه به خود و عدم واکنش­گری): تمرین بهوشیاری پذیرش تجربه­ای را افزایش می­دهد (هایز و همکاران، ۱۹۹۹). در نتیجه، ورزشکاران ناپیوستگی عملکردی­شان را می­پذیرند (عملکرد ضعیف غیرمنتظره و عملکرد خوب غیرمنتظره)، و فرایندهای ارزیابی و سنجش مجدد جرقه نخواهند خورد. تمایل به کنترل حرکات خودکار به طور تعمدی کاهش یافته و در نتیجه ورزشکاران می­توانند عملکرد مهارت­های حرکتی ماهرانه­شان را افزایش دهند زیرا فرایندهای خودکار مختل نشده­اند. علاوه بر این، وقوع فرایندهای ذهنی مضحک را خواهد کاست که مجددا به نفع عملکرد ورزشی است.

وضوح یافتن ارزش­ها: تمرین بهوشیاری به وضوح ارزش­ها می­انجامد (شاپیرو و همکاران، ۲۰۰۶). ورزشکاران می­توانند تعارض بین ارزش­های شخصی و اهداف را تشخیص دهند و در نتیجه هماهنگی و هارمونی وجودی و رفتار خودمختارانه­شان افزایش­ می­یابد (کاستنر و همکاران،۲۰۰۲) که اثر مثبتی بر ارضای نیازشان خواهد داشت (دسی و رایان، ۱۹۸۵). در نتیجه، مهارت­های انگیزشی، شخصی و رشدی نیز مانند مهارت­های خود از وضوح یافتن ارزش­ها منفعت خواهند برد.

تنظیم هیجانات منفی/ خودنظم­بخشی: بهوشیاری درونی شده به عنوان پیامد تمرین رسمی و غیررسمی بهوشیاری خودنظم­بخشی را افزایش می­دهد (کارمودی و همکاران، ۲۰۰۹؛ کوفی و همکاران، ۲۰۱۰؛ شاپیرو و همکاران، ۲۰۰۶). بنابراین، ورزشکاران در مواجهه با خشم، ترس و دیگر هیجانات منفی­شان مواجه شوند. تنظیم برانگیختگی، سازگاری، ارتباط برقرار کردن و رهبری نیز مانند مهارت­های خود بایستی از خودتنظیمی افزایش یافته منفعت برند.

وضوح یافتن زندگی درونی: بهوشیاری به وضوح یافتن احساسات درونی و توانایی کنترل رفتار در حضور عواطف منفی کمک می­کند (کافی و همکاران، ۲۰۲۰). وضوح بهتر و بیشتر تاثیر مثبتی را بر رشد فرد و زندگی او، خود، درمان خود و  سازگاری؛ همانند مهارت­های ارتباطی و رهبری خواهد داشت. در نتیجه، تمرین زدگی و استعفای کمتری در ورزشکاران به وقوع خواهد پیوست.

مواجهه: بهوشیاری به مواجهه بیشتری منجر می­گردد (شاپیرو و همکاران، ۲۰۰۶)، به ویژه تمایل به در تماس ماندن با تجارب منفی. بنابراین، ورزشکاران تمایل بیشتری به تحمل هیجانات منفی و شرایط منزجرکننده به جای اجتناب از آنها خواهند داشت. بنابراین، ورزشکار قادر به مواجهه با موقعیت­های مشکل بیشتر در مسابقات خواهد بود، که همین آستانه درد آنها را افزایش داده و تمایل به مواجهه با موقعیت­های آموزشی و تمرین­های ورزشی نه چندان خوشایند را می­افزاید. ارتقای توان مدیریت درد و مهار­ت­های سازگاری پیامدهای محتمل­اند.

عدم چسبندگی: این باور که شادی شخصی مستقل از به دست آوردن نتایج مثبت (نچسبیدن) است، یکی از نتایج بهوشیاری است (تمرین) (کوفی و همکاران، ۲۰۱۰). همانگونه که انتظار می­رود، نچسبیدن فرایندهای مضحک ذهنی و نشخوار را کاهش می­دهد. بنابراین، عدم چسبندگی اثر مثبتی بر رشد فردی، رشد خود، بهبود، سازگاری، و کنترل حرکتی همانند مهارت­های حرکتی و رهبری می­شود.

نشخوار کمتر: بهوشیاری نشخوار را کاهش می­دهد (کوفی و همکاران، ۲۰۱۰) یا حداقل کنترل­­ناپذیری نشخوارها را می­کاهد (ریز و ویلیامز، ۲۰۱۰). افکار نشخوارآمیز کمتر بر چندین مهارت روانشناختی، مانند رشد شخصی و زندگی، خود، بهبود، سازگاری، تنظیم برانگیختگی، هارت­های کنترل حرکتی و توجهی تاثیر دارد.

آیا بهوشیاری می­تواند در محیط نخبگان ورزشی مورد استفاده قرار گیرد؟

در این مرحله، به نظر مناسب می­رسد که مساله عدم سازگاری ظاهری بی هدفی و نگرش توام با پذیرش در تمرین سنتی بهوشیاری و جهت­گیری شدیدا هدف­محور ورزشکاران حرفه­ای را بررسی کنیم. این مساله از سختی جامعه غرب در سازگاری با مفهومی که طی قرون متمادی در پیش­زمینه فرهنگی شرق رشد کرده است، ناشی می­شود. ورزش نخبگان نشانی از اوج شایسته­سالاری فرهنگ غرب است. در محیطی که چهارم شدن به عنوان یک شکست در نظر گرفته می­شود، ورزشکاران شدیدا نتیجه محورند. این جهت­گیری هدف­محور افراطی در تقابل با نگرش پذیرا و بی­هدفی در بهوشیاری قرار می­گیرد. ناشی از سنت بودایی، تمرین بهوشیاری بر پایه فلسفه شرقی است که منبع رنج کشیدن ذهن کنترل­ناپذیر تحت تاثیر خشم، وابستگی و جهل است (دورجی، ۲۰۱۰). هدف تمرین بهوشیاری غالبا آزاد شدن از امیال و خواسته­های شخصی است. این ظاهرا در تضاد با هدف ورزشکار برای پیروزی و برنده شدن در رقابت است. آشکارا، یک تناقض وجود دارد که به راحتی نمی­توانیم حل کنیم. در غیر این صورت، جنبه­های ذاتی ورزش با بهوشیاری مطابقند (فلسفه).

برای مثال، ورزشکاران موفق متوجه شده­اند که وسوسه متمرکز شدن روی برنده شدن، می­تواند بازدارنده عملکرد جاری­شان باشد. الکساندر پوپو (شنای آزاد) با چهار بار قهرمانی در المپیک، ۶ بار جام جهانی و ۲۱ بار اروپا مثال خیلی خوبی از حفظ توجه بر لحظه جاری است. قبل از ششمین پیروزی­اش در جام جهانی ۲۰۰۳، او به شکل مختصری اظهار داشت: کسی که به پیروزی فکر می­کند، شکست می­خورد. او متوجه شد که افکار پیروز شدن، او را از کار در حال انجام دور ساخته و فرایندهای خودکار را مهار می­سازد. بنابراین، ورزشکاران موفق در حال حاضر از نگرش­های متقارن با فلسفه بهوشیاری استفاده می­کنند، عمدتا تمرکز بر لحظه حال و پذیرش تجارب ناخوشایندی مانند درد بدنی، و تمرین پیوسته. با این حال، ادغام مداخلات بهوشیاری محور در ورزشکاران حرفه­ای کار دشواری است. در واقع یکپارچه سازی تمارین بهوشیاری در محیط­های ورزشی با راهبرد فعال حل­مساله نیازمند آموزش است.

وضعیت فعلی دانش پیرامون اثربخشی مداخلات بهوشیاری محور در ورزشکاران

کبت-زین و همکاران (۱۹۸۵) آموزش مراقبه بهوشیاری محور برای قایقرانان المپیک را با راهبردهای خاص برای قایقرانان شروع کردند. محققان گزارش کردند که قایقرانان آکادمیک از انتظارات مربی بر پایه میزان تجربه ورزشکار و توانایی فیزیکی او فراتر رفتند. علاوه­براین، چندین قایقرانی که در المپیک مدال گرفتند گزارش کرده­اند که آموزش بهوشیاری به آنها در تحقق تمامی استعدادشان کمک کرد. پس از این شروع امیدبخش، مداخلات بهوشیاری محور برای تقریبا دو دهه از چشم­انداز روانشناسی ورزشی ناپدید شدند. اخیرا، دو برنامه بهوشیاری محور مخصوص ورزش رشد کرده­اند: رویکرد بهوشیاری پذیرا و متعهد (گاردنر و مور، ۲۰۰۷) و ارتقای عملکرد  ورزشکاران بهوشیار (کافمن و همکاران، ۲۰۰۹).

برای آگاهی بیشتر، هشت مطالعه تجربی در انگلیس ایجاد شده­اند که پیرامون بهوشیاری در ورزشکاران یا مداخلات بهوشیاری محور با ورزشکاران به پژوهش می­پردازد. تعداد آزمودنی­ها در بیشترین حالت ۳۲ نفر است.  اگر گروه کنترلی وجود داشته، گروه کنترل لیست انتظار منفعلانه است. در مجموع شواهد تجربی نشان داده است که رفتار بهوشیارانه یک ویژگی عملکردمحور در ورزشکاران و نخبگان ورزشی است. تا کنون نتایج نشان داده است که خوی بهوشیاری با سیالیت بیشتر، ترس کمتر و افکار نامربوط کمتر مرتبط است. هرچند به مطالعات با کیفیت بیشتری نیاز است. مطالعات جدید بایستی گروه­های کنترل تصادفی یا طرح­های پایه چندگانه را به کار گیرند و عملکرد را به عنوان متغیر وابسته اندازه­گیری کنند. یک مطالعه سیستماتیک پیرامون مکانیزم­های عمل مداخلات بهوشیاری محور در ورزشکاران بایستی ­انجام گیرد.

هدف مطالعه حاضر ارائه مقاله و طرحی پژوهشی پیرامون نحوه تاثیر مداخلات بهوشیاری محور در کمک به ورزشکاران در برآورده ساختن موفقیت­آمیز تقاضاهای رشته ورزشی­شان است. به طور کلی استفاده از مداخلات بهوشیاری محور در ورزشکاران در ظاهر رویکردی امیدبخش است. بهوشیاری مداخله­ای کل­گرایانه در تشویق رشد شخصی، ورزشی و مهارت­های روانشناختی عملکردمحور به نظر می­رسد.

توسط | 2017-07-02T10:51:27+00:00 دسامبر 29th, 2014|مقالات|دیدگاه‌ها برای بهوشیاری در ورزش بسته هستند

درباره نویسنده :