مهارتهای ارتباطی

خانه/ارتباط, مقالات/مهارتهای ارتباطی

مهارتهای ارتباطی

بدن های سخنگو
برگرفته از کتاب سبک ها و مهارت های ارتباطی دکتر نیما قربانی

هر کدام از شما چه نیازی دارید؟ و دوست دارید در مورد آن نیاز از طرف مقابلتان چه تقاضایی کنید؟

از لحظه­ ای که به جای بیان اشتباهات طرف مقابل، نیازهای خودمان را می­گوییم، امکان یافتن راهی برای برطرف ساختن نیازهای هر دو طرفمان بیشتر خواهد شد.

مهارت­های ارتباطی مجموعه ­ای از رفتارهاست که کیفیت ارتباط شخص با شخص را مشخص می ­سازد. ارتباط انسانی رضایت ­بخش رابطه­ ای است که در آن صمیمیت، مراقبت و آزادی وجود دارد. منظور از صمیمیت آن است که در ارتباط امکان در میان گذاشتن افکار و احساسات خصوصی وجود دارد. در واقع مراد از صمیمیت، نزدیکی احساسی است و ابزار اصلی آن اعتماد است.

مراد از مراقبت، کمک به رشد و رضایت فرد مقابل در عین رعایت نیاز او به خودپیروی و آزادی است.

به عبارت دیگر رابطه رضایت بخش، رابطه­ ای است که فرد در آن اجازه داشته باشد آن طور که دوست دارد عمل کند، کنترل به حداقل لازم رسانده شود و فرد همانطور که هست دوست داشته شود.

چهار مولفه برای ارتباط وجود دارد که بر مبنای آن می­توان چهار سبک برقراری رابطه را متمایز ساخت:

صداقت: در هر ارتباط بین شخصی ما سه مسیر ارتباطی و به عبارت دیگر سه زبان داریم:

آنچه دیده می­شود (زبان بدن)

آنچه گفته می­شود (زبان گفتار)

آنطور که گفته می­شود (زبان لحن)

هماهنگی این سه زبان را راستگویی می­نامیم. به عبارت دیگر صداقت طیفی است که به میزان هماهنگی این سه زبان اطلاق می­شود. بنا بر میزان از دست رفتن این هماهنگی، رابطه به سمت دروغ پیش روی می­ کند.

صراحت: آیا پیام­های منتقل شده میان دو فرد روشن و مستقیم است؟

پیام مستقیم پیامی کاملا جزئی و عینی است. به عبارت دیگر این پیام فاقد کلیت ها و واسطه است (به در میگم تا دیوار بشنود) مصداقی از پیام غیرمستقیم است. پیام مستقیم از جزئیت و عینیت برخوردار است.

احترام متقابل: ارزش­گذاری، پذیرش فردیت، و حفظ حریم شخصی و انسانی خود و فرد مقابل است. احترام به آنچه که در ارتباط نباید ظاهر شود مربوط است و مفهومی سلبی و نه ایجابی است.

خودپیروی در برابر کنترل: از عوامل اصلی رضایت و تداوم در رابطه است. میزان آزادی که در روابط مختلف ­مان به افراد می­ دهیم متفاوت است. بی شک والدینی که جلوی بازی کودک با بخاری را می­ گیرند، در راستای حمایت از وی قدم برمی­ دارند، در نتیجه مفاهیم کنترل و احترام با هم قرابت دارند. کنترل با هدف بهره­ کشی سلب کننده ی احترام است اما کنترلی که با اجازه و در راستای کمک و حمایت اعمال شود، به معنای نفی احترام نیست.

بر اساس این چهار مولفه می توان چهار سبک ارتباطی معرفی کرد:

قاطعیت: برقراری ارتباط صادقانه، صریح (مستقیم و روشن)، توام با احترام متقابل و اصیل، و خودپیروی متقابل (برد- برد).

پرخاشگری: برقراری ارتباط صادقانه، نیمه صریح (مستقیم و مبهم)، بدون احترام متقابل و کنترل فرد مقابل (برد- باخت).

سلطه­گری (فریبکاری): برقراری رابطه غیرصادقانه، غیرصریح (غیرمستقیم و مبهم)، توام با احترام ظاهری به فرد مقابل و کنترل فرد مقابل (برد- باخت)

سلطه­پذیری: برقراری رابطه غیرصادقانه، غیرصریح (غیرمستقیم و مبهم)، توام با احترام (کاهی ظاهری و گاهی اصیل) به فرد مقابل و خودپیروی فرد مقابل (باخت- برد).

قاطعیت هنر برقراری ارتباط و ارسال پیام به شکلی مستقیم و محترمانه است. هم چنین افراد قاطع به فرد مقابل تا جای ممکن آزادی و انتخاب می­ دهند و آنان را تا جای ممکن محدود نمی ­سازند.  محدودیت نیز با آگاهی فرد مقابل و به صورت توافقی اعمال می­ گردد. اما فرد پرخاشگر در بستر ارتباط مستقیمش نه به خود احترام می گذارد و نه به دیگری. گفته­ های فرد روشن و شفاف نیست. و پر از کلی­ گویی است. مثل پیام مادر عصبانی: «خیلی بچه ی بد و بی­ تربیتی هستی» که هیچ اطلاعات عینی روشنی به بچه نمی­ دهد تا آن را راهنمای سلوک و رفتارش قرار دهد. سلطه گری بسیار شبیه به پرخاشگری و با هدف کنترل و زور است، اما به صورت پنهان و با فریب. این ارتباط بر اساس برخوردهای غیرصادقانه، غیر مستقیم، پیچیده و توام با احترام ظاهری افراطی با هدف استثمار دیگران و فریب مشخص می­ شود. و در مقابل سلطه­ پذیری یعنی آنکه فرد بسیار ناواضح و مبهم برخورد می ­کند و به دیگران پیام­ هایی ارسال می­ کند که روشن نیستند. این فرد بدون توجه به حرمت خود، نگران بی ­احترامی کردن به دیگران است و معمولا در این کار به صورت اغراق آمیز عمل می­کند. ناتوانی در ابراز خواسته­ ها و تمایلات، سبب شکل­ گیری تدریجی خشم پنهان در فرد می­ شود که گاهی باعث ایجاد رفتارهای انفجاری و مبهم و جابجا شده به سوی اشخاص بی­گناه می­ گردد. در نهایت عاقبت سه الگوی ارتباطی پرخاشگر، سلطه گر و سلطه­ پذیر، باخت- باخت برای هر دو طرف است زیرا ارتباطی که یاری بخشی دوجانبه نداشته باشد یا دوام نمی­ آورد و یا به صورتی مخرب ادامه می­ یابد.

آنچه باعث می­شود فردی را قاطع، پرخاشگر و … در نظر بگیریم، فراوانی ظهور رفتارهاست نه انطباق کامل. زیرا همگی افراد گاهی اوقات رفتارهای پرخاشگرانه و یا خجالتی نشان می ­دهند.

با نگاه به رفتار کودکان می­ توان دریافت که هسته ی اصلی قاطعیت، که همان صداقت است در همه ی ما به طور فطری وجود دارد. بچه ها ذهن ساده ­ای دارند، صداقت و صراحت در روابط­ شان با همسالان و بزرگسالان مشهود است، خواسته­ ها و موقعیت­شان را به سادگی و به طور مستقیم ابراز می­ کنند و احساسات و هیجاناتشان را پنهان نمی­ سازند. اگرچه پیام کودکان گاهی مبهم و فاقد احترام است، این به معنای فقدان قاطعیت نیست و صرفا ناشی از عدم تسلط کافی بر زبان و ناآشنایی با هنجارهای زندگی اجتماعی است.

اما چه می­ شود که این استعداد فطری و غریزی سرکوب می­شود؟

تشویق رفتار غیرصادقانه و تنبیه رفتار صادقانه به طور مستقیم و غیرمستقیم از عوامل تضعیف­ کننده­ ی قاطعیت در کودکان است.

هم­چنین این یادگیری در اثر پدیده تقلید یا سرمشق­ گیری که توانایی ذاتی در بشر است می­ تواند تضعیف شود.

در فرایند ارتباطی والدین و کودک نکته مهم، عمق اثراتی است که شیوه ی ارتباطی والدین بر کودک می ­گذارد. یافته­ های علمی نشانگر آن است که رویدادها و تجارب فرد نه تنها به صورت تحلیلی و توام با تصاویر ذهنی و صدا در مغز می­ ماند، بلکه احساس فرد در حین رویارویی با رویداد نیز در ذهن او باقی می­ ماند. در واقع مغز از دوران جنینی تا مرگ، تجارب زندگی و احساسات همخوان با آنها را در خود ثبت می­کند و این ثبت شدن به طور ناهشیار رخ می­ دهد.  و هر اندازه احساسات فرد به هنگام ایجاد حافظه خاطره شدیدتر باشد، اثر آن بر رفتار کنونی فرد بیشتر شده و احتمال ناتوانی در تمایز موقعیت کنونی و گذشته از یکدیگر بیشتر می­شود.

کودک در سال ­های کودکی (تولد تا شش سالگی) یاد می­ گیرد که دنیا چگونه جایی است، انسان­ها چطور افرادی هستند و چطور باید با آنها رفتار کند (کودک، پدر انسان است).

ایجاد محدوده و دایره اختیارات برای کودکان امری بدیهی است اما چگونگی اعمال آن است که اهمیت دارد نه میزان آن.

باید دانست که هیچگاه محبت و عشق بچه را لوس نمی­ کند، چیزی که موجب لوس شدن می­شود، فقدان چارچوب و نظم در ارضای نیازهای کاذب کودک است. آنچه مهم است ایجاد بستر منظم، آرام، مهربانانه و صمیمی برای فرزندپروری است.

توسط | 2018-01-27T06:23:59+00:00 ژانویه 27th, 2018|ارتباط, مقالات|دیدگاه‌ها برای مهارتهای ارتباطی بسته هستند

درباره نویسنده :