چگونه از شخصی کردن هر چیزی رهایی یابیم

خانه/ارتباط, مقالات/چگونه از شخصی کردن هر چیزی رهایی یابیم

چگونه از شخصی کردن هر چیزی رهایی یابیم

8 قدم برای کاهش به خود گرفتن ها

ایلن استراوس کوهن

زمانی که افراد در مورد شما اشتباه می­ کنند و شما اعمال آنها را به خودتان می گیرید، شبیه این است که انگشت در روده تان فرو کنید. می دانم که این مثال دراماتیک به نظر می رسد، اما زمانی که حساس باشید- یا بیش از حد حساس- چیزها را بیش از حد شخصی می کنید. هرچیزی را عمیقا احساس می کنید، حتی اگر هیچ ربطی به شما نداشته باشد. کافی است که افراد در موردتان بد صحبت کنند یا پشت سرتان غیبت کنند، تا احساس ارزش خودتان کاملا تخریب شود. گاهی اوقات حتی افراد چیزی نمی ­گویند؛ ممکن است حالات چهره ای منفی یا حرکات بدنی شان را به این تفسیر کنید که شما کار اشتباهی انجام داده اید، و یا با گفته ها و اعمالتان ناراحتشان ساخته اید و بدین ترتیب به خودتان آسیب برسانید.

برای دیگران آسان است که بگویند، «به خودت نگیر. این به تو مربوط نمی شه.» و اگرچه اظهارنظر درستی است، اما سخت است هربار که با فرد بدخلقی مواجه می شویم، این جمله را در ذهنمان داشته باشیم. از نظر فرد حساس، تنها روبات ها میتونن تحت تاثیر دیگران قرار نگیرن. بیاین با این قضیه مواجه شیم. واقعیت این است که همگی ما به لحاظ هیجانی درگیر و با دیگران مرتبط می شویم- بویژه زمانی که قضیه ی خانواده و دوستانمان در میان باشد- در نتیجه نمی تونیم بی تفاوت باشیم. در حالی که، روش هایی برای مدیریت بهتر حساسیت مان و اجتناب از به خود گرفتن چیزها وجود دارد که برای روزها به ما آسیب می رساند و یا باعث می شود در مورد خودمان بد فکر کنیم. در اینجا به چند نمونه از اینها اشاره می کنیم:

  1. ارزش خود ذاتی تان را بشناسید. اگر خودتان و ارزشتان به عنوان یک فرد را بشناسید، سریعا قضاوت­ های دیگران را شخصی نمی کنید. برای شناخت خودتان صرف نظر از آنچه که دیگران در موردتان می گویند، زمان صرف کنید. چیزهایی را که به خاطرشان قدردان هستید را لیست کنید، و هر زمان که حساس می شوید، آنها را به یاد آورید.
  2. محرک­ های هیجانی تان را بشناسید. همگی ما از گذشته محرک هایی هیجانی داشته ایم و داریم. بعضی از کارهای خاصی که افراد انجام می دهند ممکن است ما را در مورد مسائل خاصی حساس کند. برای مثال، اگر پدرتان به شدت انتقادگر بوده و شما به شدت تلاش کردید که راضیش کنید، کوچیکترین چیزی که اشاره به این کنه که ممکنه اشتباهی از شما سر زده باشه، می­تونه تحریکتون کنه که بیش از افراد دیگر در این موقعیت، حساس شوید. زمانی که در مورد چیزی ناراحت می شوید، از خودتان بپرسید: « آیا من واقعا در مورد این موقعیت ناراحتم، یا این یکی از محرک های هیجانات منه؟»
  3. صحت را تمرین کنید. تمرین بی خیال دیگری بودن و پذیرش واقعی هر آنچه که هستید. شما باید به درستی کیستی و چیستی واقعی خودتان را بپذیرید تا بتوانید خودتان را تغییر دهید. با انجام آنچه که برایتان بهترین است، خودتان را در اولویت قرار دهید، و به طور واقعی بفهمید که چی براتون خوبه.
  4. اشتباه کنید. همانطور که انتظار می رود، ” برای اینکه بهترین شویم، اول باید بدترین باشیم.» به خودتان اجازه ی اشتباه بدهید و بفهمید که این اشتباهات دقیقا بخشی از نقشه ای هستند که به بهترین شدن و تحقق آرزویتان می انجامند. زمانی که یک قدم اشتباه برمی دارید، یادتون نره که خودتان را ببخشید. مهم است که مسئولیت اعمالتان را بپذیرید، اما اگر کسی تاییدتان نکرد، خودتان را به شدت تنبیه نکنید. بپیذیرید که شما کامل نیستید، و به یاد داشته باشید که هیچ عاملی مانند اشتباهات، نمی تونه به شما چیزی رو یاد بده.
  5. مرزهایی بگذارید. ایجاد مرزهایی مناسب در روابطتان به شما کمک می کند که مسائل را کمتر به خود بگیرید. شما با «نه» گفتن به کار، عشق، یا فعالیتهایی که نمی خواهید انجامشان دهید یا به لحاظ احساسی به شما لطمه می زنند، این مرزها را ایجاد می کنید. تلاش بیش از حد برای راضی کردن دیگران میتونه باعث شه که بیش از حد حساس شوید زمانی که آنها کاری بر خلاف میلتان انجام دهند.
  6. بی خیال بشید. از تجربه دردناکی در گذشته تان استفاده کنید تا به همانی که هستید، تبدیل شوید. از آن برای بازیابی قدرت، همدلی و شخصیت استفاده کنید. همه ما تجربه ای داشته ایم که به ما آسیب رسانده. اجازه ندهید که این تجربه شما را تعریف کند. به جای این، ازش برای قوی تر شدن و افتخار کردن به خودتان استفاده کنید.
  7. مهربانی به معنای پذیرفته شدن نیست . ما انتظار داریم که اگر خودمان با دیگران مهربانیم و همه ی وجودمان را در اختیارشان قرار می دهیم، به همین شیوه باهامون برخورد شه. اما مهربانی با دیگران تایید و پذیرش همیشگی آنها را نمی خرد. بهتر است زمانی به خودمان و دیگران خدمات بهتری ارائه می دهیم که خودمان می خواهیم، نه اینکه انتظار بازگشتش را داشته باشیم.
  8. منطقی باشید. زمانی که چیزی باعث ناراحتی یا پریشانی تان می شود، خوب است که با دیدی منطقی تر به آن موقعیت نگاه کنید. آیا آن موقعیت با واکنش شما متناسب بود، یا شما کنترلتان را از دست داده اید؟ آیا دیگری واقعا اشتباهی انجام داده، یا شما آن را به خودتان گرفته اید؟ اگر کسی واقعا اشتباهی مرتکب شده و به شما آسیب رسانده، می­ تونید انتظار داشته باشید که مطابق میل تان عمل کند یا بهتره بی خیالش بشید؟

اگر آگاهانه متوجه نیاز ناکام مانده ای که واکنش های هیجانی تان را برانگیخته، نشده اید، احساس می کنید که توسط احساساتتان محبوس و زندانی شده اید. از جهت دیگر، اگر صادقانه به خودتان نگاهی بیندازید و انتظاراتی که به آنها چسبیده اید را ببینید، می تونین زندگی رو به تدریج عینی تر ببینید. خودتان را برای پاسخ دادن به افراد آزادتر احساس خواهید کرد، و به تدریج مسئولیت خودتان را بیشتر می پذیرید و از نظر هیجانی قوی تر می شوید.

گاهی اوقات هیجانات ما به اندازه مغز منطقی مان قوی و برجسته می شوند. این از اهمیت ویژه ای برخوردار است، بنابراین، بررسی کنید که احساساتتان از کجا نشات گرفته، چگونه می توانید به آنها پاسخ دهید و چگونه می تونین  اجازه بدین که یک موقعیت شما را عصبی و تنیده کند و یا الهام بخش تان باشد در همان لحظه. زمانی که به خودتان در مورد واکنش هایتان آموزش می دهید، در آینده می توانید آنها را به پاسخهایی منطقی تبدیل کنید.

توسط | 2018-02-25T11:39:18+00:00 فوریه 25th, 2018|ارتباط, مقالات|دیدگاه‌ها برای چگونه از شخصی کردن هر چیزی رهایی یابیم بسته هستند

درباره نویسنده :